تبادل اطلا عات بین دانشجویان

باز آمد بوی ماه مهر...

نویسنده :سجاد شفیعی فر
تاریخ:پنجشنبه 7 مهر 1390-02:09 ب.ظ

سلام

این تصویر نشون دهنده چرخه پاس کاری های آموزش و مدیر گروه هستش که بچه های ورودی 90 توش گیر کردن.

دانشگاه کلاس خالی نداره! سازمان سنجش هم 2برابر ظرفیت بهشون دانشجو داده! آقای آموزش هم تنها کاری که میتونه بکنه اینه که فقط دعا کنه و دیگر هیچ!

مدیر گروه هم که اخیرا توانایی خودش رو در پاس دادن بالا برده به محض ورود دانشجو به اتاقش،دانشجو رو  با یه پاس سرعتی به اتاق آموزش میفرسته. کی میخواد دانشکده جدید افتتاح بشه ؟ الله اعلم...



نوع مطلب : سرگرمی 

اطلاعیه نظریه زبان و ماشین

نویسنده :سجاد شفیعی فر
تاریخ:شنبه 11 تیر 1390-01:06 ب.ظ

سلام......

طی مذاکراتی که امروز با استاد داشتم .........

قرار شد فردا برای بررسی اعتراضات به دانشکده تشریف بیاورند.

آندسته از دوستانی که به نمرات خود معترض هستند میتوانند از ساعت 11-12  روز یکشنبه(فردا)

 به دانشکده مراجعه کنند.

در ضمن نمرات شارژ خواهند شد.چقدر؟ الله اعلم!




تماس های تلفنی یک دانشجو از ورود تا خروج

نویسنده :سجاد شفیعی فر
تاریخ:دوشنبه 6 دی 1389-07:56 ب.ظ

ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....



نوع مطلب : سرگرمی 

فقر!

نویسنده :سجاد شفیعی فر
تاریخ:شنبه 20 آذر 1389-02:37 ب.ظ

دكتر شریعتی :



فقر




میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میكشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......

فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ، همه جا سر میكشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است


نوع مطلب : سرگرمی 

توصیه های به دانشجویان جدیدالورد

نویسنده :سجاد شفیعی فر
تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-07:40 ق.ظ

 مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچكدام همه واحد های خود را پاس نكنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیكاری وجود ندارد. حداقل وقتی كه در دانشگاه حضور دارید به عنوان یك دانشجو شناخته می شوید نه یك بیكار.

- تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج كنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچكس حاضر نیست با یك آدم آس و پاس بیكار ازدواج كند.

- جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و كسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه كرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.

- یكی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یكی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اكثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است كه در این روش نیازی نیست شما كار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر كردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یك و دو و پیدا كردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است كه در مواقع لزوم توصیه می شود.

- در فعالیت های فوق برنامه شركت كنید. شما با درس خواندن فوقش یك لیسانسه بیكار می شوید. اما با شركت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را كشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به كار می بندید.

- به تمام همكلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج كنید. با این كار هم مدت مدیدی چند نفر را سر كار گذاشته اید و آمار بیكاری را در كشور كاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت كرده اید.

- با گرفتن پایین ترین مدرك، دانشگاه را رها كنید. هرگز از یك سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری یك اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها كنید و به كار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود كرده اید.  با ادامه تحصیل شما یك فوق لیسانس و یا دكتر بیكار خواهید شد كه دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند كنید. پس تا دیر نشده به فكر یك كار نان و آب دار باشید.



نوع مطلب : سرگرمی 



  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7